شیخ بوسعید را گفتند : فلان بر آب رود . گفت : این سهل باشد که چغزی و بط بر آب روند . گفتند : فلان در هوا رود . گفت : این نیک ممکن باشد که مگس و زغن نیز در هوا پرند . گفتند : فلان ب دمی از مشرق ب مغرب شود . گفت : این سخت آسان باشد که شیطان نیز ب دمی از مغرب ب مشرق شود.
مرد آنست که بخورد و بخسبد و ب بازار رود و ستد و داد کند و با مردم درآمیزد و زن خواهد و با اینهمه دمی از یاد خدا غافل نماند.