یه تیکه کاغذ

همیشه موقع کتاب خواندن مطالبی را که نظرم را جلب میکردند را روی کاغذی یا در دفتری، جایی .. یادداشت میکردم، چون نمی توانستم از کنارشان ساده بگذرم، که دست آخر یا گم میشدند و یا آنقدر دست و پاگیر که همه را دور میریختم . شاید گردآوری این مطالب درین بلاگ، هم بهتر باشد، و هم منصفانه تر.
 
 
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : سرگشته

 

ای بینای داور، و ای توانای بی یاور، سه چیز از ما در سه وقت بردار:

محرومی در وقت بار، رسوایی در وقت شمار، و محجوبی در وقت دیدار.

الهی، ما را از درگاه خود ناامید مگردان . چه، هرجه که دویدیم، حوالت ب کرم بی نهایتت کردند.


 
 
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : سرگشته

 

الهی ب عزت آن نام، که تو آنی، و ب حرمت آن صفت، که تو چنانی، دریاب مرا، که میتوانی.


 
 
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : سرگشته

 

یکی هفتاد سال علم آموخت، و چراغی نیفروخت، دیگری در همه عمر یک حرف بیاموخت، و در آن بسوخت.


 
 
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : سرگشته

 

آدمی زاینده ست، و عشق آینده ست. برکت آسمانها، از سپهرست، و برکت جانها، از مهرست. دل از چرک اغیار شستن ست، و شجره عشق رستن ست.


 
 
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : سرگشته

 

شانزده چیز، بباید، تا مرد دوستی را بشاید :

1- جود باید، بیطاقت.

2- صحت، بی آفت.

3- موافقت، بی غرامت.

4- نشست باید، بی ملامت.

5- گفت باید، با سلامت.

6- یاری باید، بی عداوت.

7- عشق باید، بی تهمت.

8- دیده باید، با امانت.

9- شناخت باید، بی جهالت.

10- خاموشی باید، با عبادت.

11- حکم راست باید، بی اشارت.

12- نفس باید، با صیانت.

13- لقمه باید، با حلاوت.

14- از یار جرم، از تو غرامت.

15- شب نماز باید، و روز زیارت.

16- همت صافی باید و پیر هدایت، تا آخر کارت گردد کفایت.