یه تیکه کاغذ

همیشه موقع کتاب خواندن مطالبی را که نظرم را جلب میکردند را روی کاغذی یا در دفتری، جایی .. یادداشت میکردم، چون نمی توانستم از کنارشان ساده بگذرم، که دست آخر یا گم میشدند و یا آنقدر دست و پاگیر که همه را دور میریختم . شاید گردآوری این مطالب درین بلاگ، هم بهتر باشد، و هم منصفانه تر.
 
 
ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : سرگشته

 

بسیار اتفاق می افتد که کسیکه در طلب چیزیست، چیزی جز آنچه که در طلبش است نمی بیند و وی دیگر قادر ب پیدا کردن و بدست آوردن چیز دیگری نمی شود، زیرا پیوسته ب آنچه که مَطمَح (نظرکردن – نظرگاه) نظرش است فکر میکند و فقط در جستجوی آنست . چون وی مقصودی دارد و آن قصد و نیت، فکر او را اشغال کرده است . جستجو بدان معنی ست که انسان مرادی داشته باشد، ولی درک معنای آن، آزاد بودن و هدف نداشتن و پذیرندگی ست . شاید جوینده باشیم و در جستجوی مراد، بسیاری از چیزهایی را که در کنارمان قرار دارد نمیبینیم.