بسیار اتفاق می افتد که کسیکه در طلب چیزیست، چیزی جز آنچه که در طلبش است نمی بیند و وی دیگر قادر ب پیدا کردن و بدست آوردن چیز دیگری نمی شود، زیرا پیوسته ب آنچه که مَطمَح (نظرکردن – نظرگاه) نظرش است فکر میکند و فقط در جستجوی آنست . چون وی مقصودی دارد و آن قصد و نیت، فکر او را اشغال کرده است . جستجو بدان معنی ست که انسان مرادی داشته باشد، ولی درک معنای آن، آزاد بودن و هدف نداشتن و پذیرندگی ست . شاید جوینده باشیم و در جستجوی مراد، بسیاری از چیزهایی را که در کنارمان قرار دارد نمیبینیم.