22 فوریۀ 1810
دفتر غسل تعمید کلیسا ب ما می گوید که فردریک فرانسوا شوپن، دومین فرزند و تنها پسر نیکولاس شوپن و جوستینا کشیشونوسکا، در زلازواولا، دهکده ای در چهل و شش کیلومتری غرب ورشو بدنیا آمد . اما فردریک و اعضای خانواده روز اول مارس را بعنوان روز تولدش جشن می گرفتند . فردریک اول ماه مارس 1810 را زادروز خود میدانست.
اکتبر 1810
شوپن هفت ساله بود که ب ورشو نقل مکان کرد . پدرش پذیرفته بود که در مدرسۀ ورشو درس فرانسه دهد . مدرسه در دل قصر باشکوه ساکسون جای داشت و شوپن ها تا 1817 در محوطۀ همین قصر زندگی کردند.
1817
گراندوک کنستانتین قصر ساکسون را ب اهداف نظامی اختصاص داد و مدرسه ب قصر کازیمیرز انتقال یافت و خانوادۀ شوپن در ساختمان مجاور آن اقامت گزید.
1822 – 1816
شوپن ب آموزش پیانو نزد وویچ ژیونی اهل چک، نخستین معلم حرفه ای خود، مشغول شد.
1817
فردریک در هفت سالگی دو قطعه برای رقص لهستانی نوشت.
1822
یکی از نخستین اجراهای رسمی او در یازده سالگی بود، با حضور الکساندر اول، تزرا روسیه.
1826 – 1823
شوپن در همان مدرسۀ ورشو ب تحصیل پرداخت.
شوپن ده ساله، در دهۀ 1820 و زمانیکه ب مدرسۀ ورشو میرفت، بیشتر تعطیلات خود را خارج ار لهستان گذراند . 1824 ب سافارنیا رفت (شاید نخستین بار بود که از خانه دور میشد)، 1826 در دوسینکی بود و در 1827 ب پومرنیا سفر کرد و ب سال 1828 در سانییکی بود.
شوپن تا سیزده سالگی در خانه موسیقی آموخت و در 1823 ب مدرسۀ ورشو رفت اما همچنان تحت آموزش ژیونی قرار داشت.
1825
در اجرای اثری از ایگناس موشلس شرکت کرد و بعنوان « بهترین نوازندۀ پیانو » در ورشو ستایش شد.
1826
شوپن در کنسرواتوار ورشو، که زیر مجموعۀ دانشگاه ورشو بود، و نزد یوزف السنر سه سال موسیقی آموخت.
1830 – 1827
شوپن و خانواده اش طی این سالها در قصر کرازینسکی زندگی میکردند و فردریک در 1830 لهستان را برای همیشه ترک کرد.
سپتامبر 1828
شوپن هجده ساله ب همراه دوست خانوادگیشان، فلیکس یاروسکی جانور شناس، ب شوق یافتن جهانی گسترده تر عازم برلین شد.
1829
وقتی فردریک شنید که نیکول پاگانینی قرار است در ورشو بنوازد، ب این شهر برگشت و در همین زمان با یوهان نیوموک هومل دیدار کرد . در ماه اوت همین سال، سه هفته پس از تکمیل آموزش در کنسرواتوار ورشو، شوپن کار خود را ب زیبایی تمام در وین آغاز کرد، اجرای دو کنسرت پیانو، و در ستایشش بسیار نوشتند . در دسامبر همین سال کنسرت پیانوی شمارۀ 2 خود را در باشگاه بازرگانان ورشو ب اجرا درآورد.
مارس 1830
نخستین اجرای شوپن در تئاتر ملی ورشو . در همین سال سرایش نخستین قطعات خود را آغاز کرد.
نوامبر 1830
کامیابی شوپن در مقام نوازنده و آهنگساز درهای موسیقی اروپا را ب روی او گشود و در دوم نوامبر با بدرقۀ دوستان و تحسین گران خود و حلقۀ نامزدی کنستانسیا گلادووسکا بر انگشت و فنجانی نقره که خاک سرزمین مادری اش در آن بود برای همیشه از لهستان رفت . اما کمی بعد، با آغاز شورش نوامبر که ب انقلاب کادت ها شهرت یافت، تیتوس وویسچووسکی، دوست و همسفر شوپن ب لهستان برگشت تا در ارتش ثبت نام کند . شوپن که در وین تنها مانده بود، دلتنگ وطن و ناامید از برگزاری کنسرت و انتشار آثارش، شکوفا شد و عمق یافت.
سپتامبر 1831
شوپن که طی سفر از وین ب پاریس فهمید که قیام سرکوب شده است، از دلنگرانی هایش در مجله ای کوچک نوشت و تا پایان عمر این نوشته ها راز باقی ماند . و از آن رو که امپراطوری روسیه در پی سرکوبی حامیان قیام بود، در فرانسه ماند و هرگز ب میهن برنگشت.
سپتامبر 1831
فردریک شوپن در اواخر سپتامبر ب پاریس رسید که مقرر است برای باقی عمر در این شهر بماند.
فوریۀ 1832
کنسرت شوپن تحسین جهانیان را برانگیخت.
اوت 1835
گذرنامۀ فرانسوی شوپن صادر شد و او نیز در زمرۀ شهروندان فرانسه درآمد.
1835
شوپن ب کارلسباد رفت تا برای آخرین بار پدر و مادرش را ببیند . در راه برگشت ب پاریس از ساکسونی که میگذشت با دوستان قدیمی لهستانی خود دیدار کرد، خانوادۀ وودزینسکیس . شوپن در این دیدار با دختر این خانواده، ماریای شنزده ساله، آشنا شد و باین دختر زیبا و مستعد و باهوش دل باخت.
سپتامبر 1836
شوپن با بازگشت به درسدن از ماریا خواستگاری کرد . ماریا پذیرفت و مادر او اساس آنرا قبول کرد، اما کم سن وسالی دختر و وضعیت سلامتی شوپن (در همان سال شایع شده بود که شوپن مرده است) این ازدواج را برای مدتی نامعین ب تعویق انداخت . نامزدی از جهانیان پنهان ماند و وصلت هم هرگز تحقق نیافت . سرانجام، شوپن نامه های ماریا و مادرش را در پاکتی بزرگ گذاشت و ب زبان لهستانی رویش نوشت : « سوگ من » واین دلدادگی، رد خود را بر بخشی از آثار شوپن ب جا نهاد.
1836
شوپن در ضیافت کنتس ماری دگو، دوست فرانتس لیست، با آماندین لوسیل دوپن، ملقب ب ژرژ ساند، نویسنده و فمینیست فرانسوی دیدار کرد . شوپن در ابتدا از ساند متنفر بود . ب دوستی مینویسد: « چه زن نفرت انگیزی! اما واقعا زن است؟ من که شک دارم.» اما ژرژ ساند از همان ابتدا فریفتۀ شوپن شد و در تابستان 1838 ماجرای عاشقانۀ آنها زبانزد خاص و عام بود.
1839 – 1838
شوپن و ژرژ ساند و دو فرزند ساند ب امید بهبود سلامتی شوپن ب مایورکا رفتند.
20 دسامبر 1838
شوپن بدنبال انتقال پیانوی خود از پاریس ب مایورکا بود . روز 20 دسامبر پیانو رسید اما شوپن در 28 دسامبر چنین نوشت : « هشت روز است که پیانو در ادارۀ گمرک مانده است . هزینۀ ترخیص آن از گمرک آنقدر زیادست که نمی توانم باورش کنم.» و در همین ایام از ضعف سلامتی خود گله داشت.
4 ژانویۀ 1839
ژرژ ساند موافقت کرد که 300 فرانک (نصف درخواست گمرک) را بپردازد تا پیانو از گمرک ترخیص شود . سرانجام 5 ژانویه پیانو از گمرک خارج شد و شوپن فرصت کافی یافت تا قطعات متعدد خود را با همین پیانو بنوازد . زمستان مایورکا همچنان یکی از پربارترین دوران زندگی شوپن ب شمار می آید.
ماه می 1839
این جمع چهار نفری برای گذراندن تابستان عازم ملک ساند در نوآن شدند . پاییز همان سال ب پاریس برگشتند.
1842 – 1839
در پاریس ماندند و اغلب تابستانها را تا 1846 در نوآن گذراندند . شوپن طی دوران اقامت در نوآن آرامش داشت و آثار فراوانی خلق کرد.
1845
بیماری شوپن، سل ریوی، رو ب وخامت نهاد.
1847
سرانجام روابط عاشقانۀ شوپن و ساند که ده سال دوام آورده بود ب پایان راه رسید.
فوریۀ 1848
شوپن آخرین کنسرت خود را در پاریس اجرا کرد.
آوریل 1848
با اوج گیری انقلاب 1848 در پاریس، شوپن ب لندن رفت و در آنجا چند کنسرت برگزار کرد و در اواخر تابستان راهی اسکاتلند شد در آنجا با شاگرد سابق و ستایشگر بزرگ خود، جین ویلهلمینا استرلینگ و خواهر بزرگترش، کاترین ارسکین، که بیوه بود، دیدار کرد . دوشیزه استرلینگ ب شوپن پیشنهاد زناشویی داد اما شوپن که احساس میکرد مدت زیادی در این جهان نخواهد ماند آزادی اش را ترجیح داد.
اکتبر 1848
اواخر اکتبر شوپن در ادینبورو آخرین وصیت نامه اش را نوشت.
16 نوامبر 1848
آخرین حضور شوپن در اجتماع بود . کنسرتی در لندن برگزار کرد که منافع آنرا با شوری میهن پرستانه ب پناهندگان لهستانی اختصاص داد.
پایان نوامبر 1848
شوپن ب پاریس برگشت . تابستان را در بیماری گذراند، اما برغم بیماری ب دیدار مرتب دوستان ادامه داد . توانی برای تدریس نداشت اما در اشتیاق آهنگسازی میسوخت . برای گذراندن زندگی و هزینه های درمان خود در تنگنا بود و مجبور ب فروش بیشتر اثاثیۀ گرانبهای خود.
سپتامبر 1849
شوپن آپارتمانی بسیار زیبا و آفتابرو در محلۀ وندوم پاریس اجاره کرد . این آپارتمان هفت اتاقه ب سفیر روسیه تعلق داشت و شوپن از پس اجارۀ آن برنمی آمد، اما دوشیزه استرلینگ، شاگرد ثروتمند اسکاتلندیش آپارتمان را برای او اجاره کرد.
15 اکتبر 1849
هنگامیکه بیماریش بدترشد، از جمع کثیر دوستانش خواستند تا او را تنها بگذارند و فقط تعدادی از صمیمی ترین دوستانش با او ماندند.
17 اکتبر 1849
شب از نیمه گذشته بود که پزشک روی او خم شد و پرسید از چیزی رنج میبرد و شوپن در پاسخ گفت : « نه دیگر.» چند دقیقه قبل از ساعت 2 بامداد چهارشنبه 17 اکتبر، فردریک فرانسوا شوپن در سی و نه سالگی جان سپرد . او را در گورستان پرلاشز پاریس ب خاک سپردند اما خواهر شوپن، بنا بر وصیت او، قلب فردریک را ب لهستان برگرداند و این قلب تا امروز در کلیسایی در ورشو نگهداری میشود.
